عطر تو

 

عطر تنت چه بود!؟

از تو که نوشتم کاغذم معطر شد ...

" نرجس خالوئی "

21:25 بیست و ششم دی ماه یکهزارو سیصدو نودو دو.

/ 7 نظر / 4 بازدید
پاییزفصل زیبا

ای عشق .......ازآرشیو نوشته های خودم دروبم ای عشق ......بی تو من بی قرارم دلتنگم ......ودر دلم فاصله ها ست .......بی تو من سنگین ؛سنگین نفس می کشم.....اما می دانی ؛از شوق شور تو ودرسکوت اشکهایم هنوز برایت غزل می سرایم.....امروزها تورا گم کرده ام ......لحظه هایم پر از سکوت سرد وسنگین است.....کجا مانده ای که بی تو من در (خاطرات )مانده ام .....

پاییزفصل زیبا

سلام دوست ارجمندم همیشه نوشته های شما زیبا وجذابند برای من بهترینها را برای شما آرزو دارم .... دراین پاراگراف ازنوشته ی شما جذابیت وزیبایی ورمانتیک وتعبیر قشنگ حرف اول می زنه موفق باشی ....... خوابها تو را می بینند، لبها تو را میخوانند؛ ولی افسوس که بی امید، پی برگشت تو میمانند.

پاییزفصل زیبا

سلام دوست ارجمندم با یک پست جدید منتظر حضورسبزشما بزرگوارهستم ممنون [گل][گل][گل][گل][گل][گل]

گلبن

زیبا بود[دست] و متشکرم از حضورتان[گل]

alireza

[دست] دست مریزاااد

آوا

[گل][لبخند]