حق

 

حق دارد اینچنین

خودش را به " لب " برساند؛

" جانم " را می گویم

می بوسی لبهایم را

تازه میشود ...

" نرجس خالوئی "

 

/ 8 نظر / 40 بازدید
Rahaaaai...Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

نرجس ِ عزیز ِ خودم لحظه هآت سرشآر از عشق[قلب]

شهر عجیب

زیبا بود

بابک

صدای قلبم را می شنوی... هنوز هم بعد این سالها با صدای زنگت تند می زند

یلدا

سلام نرجس عزیز بسیار زیبا نوشتی دوست خوبم آفرین به این همه ذوق سرشار شاد باشید مهربان بانو [گل][گل]

morteza

خیلی زیبا بود

اکبر

مرا تنها مگذار... بی تو آسمان زيبا نيست و راه رفتن ابرها به راه رفتن مردگانی می ماند كه از خوابی دير برخاسته اند...

َAhmad

خیلی قشنگ بود استاد

نوروزیان

سلام دوست عزیز خوبید من دوباره برگشتم خوشحال میشم بازم بهم سربزنید